
به گزارش «راهبرد معاصر»؛ من از تعداد زیاد مقام های کشورهای مختلف که گرچه نسبت به ایران نظر مساعدی نداشتند و با جمهوری اسلامی خیلی همدل نبودند، اما بهطور خصوصی رضایت فراوان خود را از موفقیت تهران در خنثی کردن تجاوز آمریکا و اسرائیل ابراز کردند، شوکه شدم.
موفقیت نظامی چشمگیر در ونزوئلا یکی از دلایلی بود که اشتیاق شدید ترامپ را برای جنگ با ایران برانگیخت
با توجه به اینکه بسیاری از این مقام ها، نمایندگان کشورهایی هستند که مستقیماً با اردوگاه آمریکا همسو هستند و مشکلات عمیقی با جمهوری اسلامی دارند، حمایت ضمنی از ایران، نکاتی را درباره وضعیت جهانی روشن می کند.
از اینکه تجاوز آمریکا و اسرائیل و نقض قوانین بینالمللی به وسیله آنها در ایران شکست خورده، خیالمان راحت شده است، زیرا آنچه بر ونزوئلا گذشت، از نظر بسیاری، موردی وحشتناک بود. صرف نظر از نظر اشخاص درباره نیکلاس مادورو، این ایده که یک ابرقدرت، رئیس جمهور کشور دیگر را بدزدد، حاکم مورد نظر خود را منصوب کند (که اکنون باید برای پستهای خود در شبکههای اجتماعی، از وزیر امور خارجه ایالات متحده اجازه بگیرد) و سپس با خوشحالی اعلام کند ونزوئلا به قلمرو ایالات متحده تبدیل شده است، برای بسیاری از کشورها وحشتناک بود.
همین موضوع درباره رهبران اروپایی که روند تغییر نظام ونزوئلا را تحسین میکردند و نگرانیها را درباره مشروعیت آن نادیده میگرفتند، صادق بود. اروپا که عمدتاً با حمله غیرقانونی دولت جورج دبلیو بوش به عراق مخالف بود، اکنون با اشتیاق از تغییر نظام در ونزوئلا حمایت میکند، در حالی که همزمان بر تقدس قوانین بینالمللی در اوکراین و گرینلند اصرار دارد.
این بیخیالی در مقاومت، هزینه هرگونه گسترش امپراتوری جدید آمریکا را قابل تحملتر کرده است. با توجه به گرایشهای دونالد ترامپ، دوستان و دشمنان آمریکا از این میترسیدند امکان دارد هدف بعدی باشند.
موفقیت نظامی چشمگیر در ونزوئلا یکی از دلایلی بود که اشتیاق شدید ترامپ را برای جنگ با ایران برانگیخت. اگر جنگ در ونزوئلا فقط چند ساعت طول کشید، وی معتقد بود در ایران حداکثر چهار روز طول خواهد کشید. به گفته یک مقام عرب، به رهبران بدبین منطقهای وعده داده شد کل عملیات «بیش از ۱۰۰ ساعت طول نخواهد کشید».
6 ماه بعد، ترامپ خود را درگیر جنگی میبیند که در آن بازنده است و پایانی برایش متصور نیست. مقام های سراسر جهان از اینکه مقاومت موفقیتآمیز ایران عملاً مانع از پیشروی ترامپ به سمت اهداف بعدیاش شده، آسوده خاطر هستند.
همانطور که یکی از مقام های یکی از متحدان سنتی ایالات متحده گفت، «اگر به خاطر مقاومت ایرانیها نبود، ترامپ تا الان به کوبا حمله و شاید گرینلند را نیز ضمیمه خاک خود کرده بود». پیگیری سیاست خارجی استعماری جدید و آشکار به وسیله آمریکا، تهدیدی بزرگتر از بستن تنگه هرمز به وسیله ایران برای بسیاری از کشورهاست.
جنگ علیه ایران و به طور کلی سیاست خارجی نئومحافظهکاران، چقدر برای خود ایالات متحده فاجعهبار خواهد بود
گرچه درست است که بستن تنگه هرمز به کشورهای بیگناهی که هیچ نقشی در تشویق جنگ فاجعهبار ترامپ نداشتهاند، آسیب میرساند، اما این درد نسبتاً قابل تحمل است. کشورهای کمی، برخلاف ایران از قابلیتهای نظامی طراحیشده برای دفع هرگونه تجاوز آمریکایی یا اسرائیلی در صورت قرار گرفتن در فهرست اهداف ترامپ برخوردارند.
در واقع، من نگرانیهایی را درباره احتمال باز کردن تنگه هرمز به وسیله ایران، آن هم قبل از اینکه ترامپ بالاخره متعهد شود که دیگر درگیر سیاستهای نومحافظهکارانه نشود، احساس کردم. بسیاری از کشورها اکنون مخفیانه امیدوارند ترامپ در آینده قابل پیشبینی در خلیج فارس گرفتار بماند. این شاید قویترین تضمین در برابر تلاشهای وی برای تغییر نظام و الحاق سرزمینی باشد.
آنچه شاهدیم، جهانی تشنه تعادل است. از دیدگاه بسیاری از ملتها، نه فقط کشورهای جنوب جهان، بلکه ایالات متحده نیز کشوری است که به شدت به این تعادل نیاز دارد.
دوستی با آمریکا هیچ محافظتی در برابر هوسهای ترامپ ارائه نمیدهد. یک دیپلمات غربی به تازگی درباره تلاشهایش برای متقاعد کردن مقام های کشورش برای انصراف از سفر رسمی به واشنگتن با من صحبت کرد و گفت: این کار به هیچ نتیجه خوبی منجر نمیشود. بهتر است که مورد توجه وی نباشیم.
همچون جنگل، در اینجا هم نوعی مصونیت وجود دارد و آن این است که متوجه شکارچی اصلی نشویم. این واقعیت بار دیگر نشان میدهد جنگ علیه ایران و به طور کلی سیاست خارجی نئومحافظهکاران، چقدر برای خود ایالات متحده فاجعهبار خواهد بود. همه ملتها به دنبال افزایش قدرت خود هستند، اما خرد دیپلماتیک صحیح تضمین میکند این قدرت به وسیله سایر ملتها به عنوان تهدیدی بیجهت تلقی نشود و آنها چارهای جز یافتن راههایی برای ایجاد تعادل در آن نخواهند داشت.